غزل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در هوای تو جان و تن بارست
۲
جان فدا کرد عاشق و وارست
۳
صید خود را چرا زنی تو به تیر؟
۴
کو به دام تو خود گرفتار است
۵
در هلاک دلم چه میکوشی؟
۶
چون که بیچاره خود درین کار است
۷
دل بسی در غمت به خون غلتید
۸
لیکن این بار خود سبکبار است
۹
ای شبم روز با تو، بیرخ تو
۱۰
روز روشن مرا شب تار است
۱۱
عاشقان پیش چون تو صیادی
۱۲
جان فدا میکنند و ناچار است
۱۳
من ز تیرت امان نمیطلبم
۱۴
لیکنم آرزوی دیدار است