عراقی · عشاق‌نامه

سر آغاز

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ساقیا، بادهٔ صبوح بده
۲
عاشقان را غذای روح بده
۳
بادهٔ عشق ده به ما مستان
۴
می بده «مای» ما ز ما بستان
۵
در دلم نه حلاوت مستی
۶
تا شود نیستی من هستی
۷
زان صراحی، که جام رضوان است
۸
باده‌ای ده، که جرعه‌اش جان است
۹
ای که بر یاد لعل دلجویت
۱۰
باده ناخورده، مستم از بویت
۱۱
نفسی بازپرس مستان را
۱۲
راحتی بخش می‌پرستان را
۱۳
سوختم، سوختم، در آتش شوق
۱۴
بیخودم کن دمی به بادهٔ ذوق
۱۵
عجب آید مرا ز باده‌پرست
۱۶
بادهٔ عشاق ناچشیده و مست
۱۷
در بیابان، به فصل تابستان
۱۸
چون ببارد به تشنه ای باران
۱۹
گرچه یک لحظه زآن بیاساید
۲۰
هم به آب اشتیاقش افزاید
۲۱
می بیفزا ، چو شوقم افزودی
۲۲
روی پنهان مکن ، چو بنمودی
۲۳
باز مخمور عشق را می ده
۲۴
چون مدامم دهی، پیاپی ده
۲۵
تا دگربار مستی آغازم
۲۶
وین غزل را انیس خود سازم:

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.