غزل شمارهٔ ۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یک بار بی خبر به شبستان من درآ
۲
چون بوی گل، نهفته به این انجمن درآ
۳
از دوریت چو شام غریبان گرفتهایم
۴
از در گشادهروی چو صبح وطن درآ
۵
مانند شمع، جامهٔ فانوس شرم را
۶
بیرون در گذار و به این انجمن درآ
۷
دست و دلم ز دیدنت از کار رفته است
۸
بند قبا گشوده به آغوش من درآ
۹
آیینه را ز صحبت طوطی گزیر نیست
۱۰
ای سنگدل به صائب شیرینسخن درآ