صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یاد رخسار ترا در دل نهان داریم ما
۲
در دل دوزخ بهشت جاودان داریم ما
۳
در چنین راهی که مردان توشه از دل کرده‌اند
۴
ساده لوحی بین که فکر آب و نان داریم ما
۵
منزل ما همرکاب ماست هر جا می‌رویم
۶
در سفرها طالع ریگ روان داریم ما
۷
چیست خاک تیره تا باشد تماشاگاه ما؟
۸
سیرها در خویشتن چون آسمان داریم ما
۹
قسمت ما چون کمان از صید خود خمیازه‌ای است
۱۰
هر چه داریم از برای دیگران داریم ما
۱۱
همت پیران دلیل ماست هر جا می‌رویم
۱۲
قوت پرواز چون تیره از کمان داریم ما
۱۳
گر چه غیر از سایه ما را نیست دیگر میوه‌ای
۱۴
منت روی زمین بر باغبان داریم ما
۱۵
گر چه صائب دست ما خالی است از نقد جهان
۱۶
چون جرس آوازه‌ای در کاروان داریم ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.