صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باد بهار مرهم دلهای خسته است
۲
گل مومیایی پر و بال شکسته است
۳
شاخ از شکوفه پنبه سرانجام می‌کند
۴
از بهر داغ لاله که در خون نشسته است
۵
وقت است اگر ز پوست بر آیند غنچه‌ها
۶
شیر شکوفه زهر هوا را شکسته است
۷
زنجیریی است ابر که فریاد می‌کند
۸
دیوانه‌ای است برق که از بند جسته است
۹
پایی که کوهسار به دامن شکسته بود
۱۰
از جوش لاله بر سر آتش نشسته است
۱۱
افسانهٔ نسیم به خوابش نمی‌کند
۱۲
از نالهٔ که بوی گل از خواب جسته است؟
۱۳
صائب بهوش باش که داروی بیهشی
۱۴
باد بهار در گره غنچه بسته است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.