صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از جوانی داغها بر سینهٔ ما مانده است
۲
نقش پایی چند ازان طاوس بر جا مانده است
۳
در بساط من ز عنقای سبک پرواز عمر
۴
خواب سنگینی چو کوه قاف بر جا مانده است
۵
چون نسایم دست برهم، کز شمار نقد عمر
۶
زنگ افسوسی به دست بادپیما مانده است
۷
می‌کند از هر سر مویم سفیدی راه مرگ
۸
پایم از خواب گران در سنگ خارا مانده است
۹
نیست جز طول امل در کف مرا از عمر هیچ
۱۰
از کتاب من، همین شیرازه بر جا مانده است
۱۱
مطلبش از دیدهٔ بینا، شکار عبرت است
۱۲
ورنه صائب را چه پروای تماشا مانده است؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.