غزل شمارهٔ ۴۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
کنون که از کمر کوه، موج لاله گذشت
۲
بیار کشتی می، نوبت پیاله گذشت
۳
درین محیط پر از خون، بهار عمر مرا
۴
به جمع کردن دامن چو داغ لاله گذشت
۵
من آن حریف تنک روزیم که چون مه عید
۶
تمام دور نشاطم به یک پیاله گذشت
۷
می دو ساله دم روحپروری دارد
۸
که میتوان ز صلاح هزار ساله گذشت
۹
نشد ز نسخهٔ دل نقطهای مرا معلوم
۱۰
اگر چه عمر به تصحیح این رساله گذشت
۱۱
گداخت از ورق لاله، دیدهام صائب
۱۲
کدام سوخته یارب برین رساله گذشت؟