غزل شمارهٔ ۵۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خوش آن که از دو جهان گوشهٔ غمی دارد
۲
همیشه سر به گریبان ماتمی دارد
۳
تو مرد صحبت دل نیستی، چه میدانی
۴
که سر به جیب کشیدن چه عالمی دارد
۵
هزار جان مقدس فدای تیغ تو باد
۶
که در گشایش دلها عجب دمی دارد!
۷
لب پیاله نمیآید از نشاط به هم
۸
زمین میکده خوش خاک بیغمی دارد!
۹
تو محو عالم فکر خودی، نمیدانی
۱۰
که فکر صائب ما نیز عالمی دارد