غزل شمارهٔ ۶۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به زیر چرخ دل شادمان نمیباشد
۲
گل شکفته درین بوستان نمیباشد
۳
خروش سیل حوادث بلند میگوید
۴
که خواب امن درین خاکدان نمیباشد
۵
به هر که مینگرم همچو غنچه دلتنگ است
۶
مگر نسیم درین گلستان نمیباشد؟
۷
به طاقت دل آزرده اعتماد مکن
۸
که تیر آه به حکم کمان نمیباشد
۹
به یک قرار بود آب، چون گهر گردد
۱۰
بهار زندهدلان را خزان نمیباشد
۱۱
کناره کردن از افتادگان مروت نیست
۱۲
کسی به سایهٔ خود سرگران نمیباشد
۱۳
مکن کناره ز عاشق، که زود چیده شود
۱۴
گلی که در نظر باغبان نمیباشد
۱۵
هزار بلبل اگر در چمن شود پیدا
۱۶
یکی چو صائب آتشزبان نمیباشد