صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد
۲
زان موم بیندیش که عنبر شده باشد
۳
امید گشایش نبود در گره بخل
۴
زان قطره مجو آب که گوهر شده باشد
۵
بنشین که چو پروانه به گرد تو زند بال
۶
از روز ازل آنچه مقدر شده باشد
۷
موقوف به یک جلوهٔ مستانهٔ ساقی است
۸
گر توبهٔ من سد سکندر شده باشد
۹
جایی که چکد باده ز سجادهٔ تقوی
۱۰
سهل است اگر دامن ما تر شده باشد
۱۱
خواهند سبک ساخت به سر گوشی تیغش
۱۲
از گوهر اگر گوش صدف کر شده باشد
۱۳
زندان غریبی شمرد دوش پدر را
۱۴
طفلی که بدآموز به مادر شده باشد
۱۵
لبهای می‌آلود بلای دل و جان است
۱۶
زان تیغ حذر کن که به خون تر شده باشد
۱۷
هر جا نبود شرم، به تاراج رود حسن
۱۸
ویران شد آن باغ که بی‌در شده باشد
۱۹
در دیدهٔ ارباب قناعت مه عیدست
۲۰
صائب لب نانی که به خون تر شده باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.