غزل شمارهٔ ۸۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هر چه دیدیم درین باغ، ندیدن به بود
۲
هر گل تازه که چیدیم، نچیدن به بود
۳
هر نوایی که شنیدیم ز مرغان چمن
۴
چون رسیدیم به مضمون، نشنیدن به بود
۵
زان ثمرها که گزیدیم درین باغستان
۶
پشت دست و لب افسوس گزیدن به بود
۷
دامن هر که کشیدیم درین خارستان
۸
بجز از دامن شبها، نکشیدن به بود
۹
هر متاعی که خریدیم به اوقات عزیز
۱۰
بود اگر یوسف مصری، نخریدن به بود
۱۱
لذت درد طلب بیشتر از مطلوب است
۱۲
نارسیدن به مطالب، ز رسیدن به بود
۱۳
جهل سررشتهٔ نظاره ربود از دستم
۱۴
ور نه عیب و هنر خلق ندیدن به بود
۱۵
مانع رحم شد اظهار تحمل صائب
۱۶
زیر بار غم ایام خمیدن به بود