Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ترک سر کردم، ز جیب آسمان سر بر زدم
۲
بی گره چون رشته گشتم، غوطه در گوهر زدم
۳
صبح محشر عاجز از ترتیب اوراق من است
۴
بس که خود را در سراغ او به یکدیگر زدم
۵
شد دلم از خانهٔ بی روزن گردون سیاه
۶
همچو آه از رخنهٔ دل عاقبت بر در زدم
۷
آن سیه رویم که صد آیینه را کردم سیاه
۸
وز غلط بینی در آیینهٔ دیگر زدم
۹
چون کف دریا پریشان سیر شد دستار من
۱۰
بس که چون دریا، کف از شور جنون بر سر زدم
۱۱
می‌خورم بر یکدگر از جنبش مژگان او
۱۲
من که چندین بار تنها بر صف محشر زدم
۱۳
هر چه می‌آرد رعونت، دشمن جان من است
۱۴
تیغ خون آلود شد گر شاخ گل بر سر زدم
۱۵
تلخی گفتار بر من زندگی را تلخ داشت
۱۶
لب ز حرف تلخ شستم، غوطه در شکر زدم
۱۷
این جواب آن که می‌گوید نظیری در غزل
۱۸
تا کواکب سبحه گردانید، من ساغر زدم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.