غزل شمارهٔ ۱۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم
۲
سر بر خط پیاله چو مینا گذاشتیم
۳
آمد چو موج، دامن ساحل به دست ما
۴
تا اختیار خویش به دریا گذاشتیم
۵
از جبههٔ گشاده گرانی رود ز دل
۶
چون کوه سر به دامن صحرا گذاشتیم
۷
چون سیل، گرد کلفت ما هر قدم فزود
۸
تا پای در خرابهٔ دنیا گذاشتیم
۹
از دست رفت دل به نظر باز کردنی
۱۰
این طفل را عبث به تماشا گذاشتیم
۱۱
صائب بهشت نقد درین نشاه یافتیم
۱۲
تا دست رد به سینهٔ دنیا گذاشتیم