غزل شمارهٔ ۱۴۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما درد را به ذوق می ناب میکشیم
۲
از آه سر منت مهتاب میکشیم
۳
از حیف و میل، پلهٔ میزان ما تهی است
۴
از سنگ، ناز گوهر سیراب میکشیم
۵
پاکی است شرط صحبت پاکیزه گوهران
۶
پیش از پیاله دست و دهن آب میکشیم!
۷
بر خاک تشنه جرعه فشانی عبادت است
۸
ما باده را به گوشهٔ محراب میکشیم
۹
ترسانده است دولت بیدار، چشم ما
۱۰
از بخت خفته ناز شکر خواب میکشیم
۱۱
صائب به زور گریهٔ بیاختیار، ما
۱۲
در گوش بحر حلقهٔ گرداب میکشیم