Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیم
۲
محرم آیینهٔ خورشید از پاس دمیم
۳
دست افسوس است برگ ما و بار دل ثمر
۴
ما درین بستانسرا گویا که نخل ماتمیم
۵
مدتی آدم گل از نظارهٔ فردوس چید
۶
ای بهشت عاشقان، آخر نه ما هم آدمیم؟
۷
در ته یک پیرهن، چون بوی گل با برگ گل
۸
هم ز یکدیگر جدا افتاده و هم با همیم
۹
برنمی‌آید ز ابر آن آفتاب بی‌زوال
۱۰
ورنه ما آمادهٔ فانی شدن چون شبنمیم
۱۱
روزی فرزند گردد هر چه می‌کارد پدر
۱۲
ما چو گندم سینه چاک از انفعال آدمیم
۱۳
عقده‌ها داریم صائب در دل از بی‌حاصلی
۱۴
گر چه از آزادگی سرو ریاض عالمیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.