غزل شمارهٔ ۱۵۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟
۲
من عاجز چه به تقدیر توانم کردن؟
۳
رخنه در ملک وجودم ز قفس بیشترست
۴
به کفی خاک چه تعمیر توانم کردن؟
۵
چون نباید به نظر حسن لطیفی که تراست
۶
خواب نادیده چه تعبیر توانم کردن؟
۷
غمزه بدمست و نگه خونی و مژگان خونریز
۸
چون تماشای رخت سیر توانم کردن؟
۹
دیدهای را که نمیشد ز تماشای تو سیر
۱۰
بیتماشای تو، چون سیر توانم کردن؟
۱۱
عذر ننوشتن مکتوب من این است که شوق
۱۲
بیش ازان است که تحریر توانم کردن
۱۳
صائب از حفظ نظر عاجزم از روی نکو
۱۴
برق را گر چه به زنجیر توانم کردن