غزل شمارهٔ ۱۵۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بوی گل و نسیم صبا میتوان شدن
۲
گر بگذری ز خویش، چها میتوان شدن
۳
شبنم به آفتاب رسید از فتادگی
۴
بنگر که از کجا به کجا میتوان شدن
۵
چوگان مشو که از تو خورد زخم بر دلی
۶
تا همچو گوی بی سر و پا میتوان شدن
۷
زنهار تا گره نشوی بر جبین خاک
۸
درفرصتی که عقدهگشا میتوان شدن
۹
دوری ز دوستان سبکروح مشکل است
۱۰
ورنه ز هر چه هست جدا میتوان شدن
۱۱
صائب در بهشت گرفتم گشاده شد
۱۲
از آستان عشق کجا میتوان شدن؟