Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۵۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خدایا قطره‌ام را شورش دریا کرامت کن
۲
دل خون گشته و مژگان خونپالا کرامت کن
۳
نمی‌گردانی از من راه اگر سیل ملامت را
۴
کف خاک مرا پیشانی صحرا کرامت کن
۵
دل مینای می را می‌کند جام نگون خالی
۶
دل پر خون چو دادی، چشم خونپالا کرامت کن
۷
درین وحشت سرا تا کی اسیر آب وگل باشم؟
۸
مرا راهی به سوی عالم بالا کرامت کن
۹
به گرداب بلا انداختی چون کشتی ما را
۱۰
لبی خشک از شکایت چون لب دریا کرامت کن
۱۱
حضور گلشن جنت به زاهد باد ارزانی
۱۲
مرا یک گل زمین از ساحت دلها کرامت کن
۱۳
بهار طبع صائب، فکر جوش تازه‌ای دارد
۱۴
نسیم گلستانش را دم عیسی کرامت کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.