Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۵۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عاشق سلسلهٔ زلف گرهگیرم من
۲
روزگاری است که دیوانهٔ زنجیرم من
۳
نکنم چشم به هر نقش سبکسیر سیاه
۴
محو یک نقش چو آیینهٔ تصویرم من
۵
مرغ بی‌پر به چه امید قفس را شکند؟
۶
ورنه دلتنگ ازین عالم دلگیرم من
۷
نشود دیدهٔ من باز چو بادام به سنگ
۸
بس که از دیدن اوضاع جهان سیرم من
۹
هست با مردم دیوانه سر و کار مرا
۱۰
دل همان طفل مزاج است اگر پیرم من
۱۱
بهر آزادی من شب همه شب می‌نالد
۱۲
بس که از بیگنهی بار به زنجیرم من
۱۳
گر چه صائب شود از من گره عالم باز
۱۴
عاجز قوت سرپنجهٔ تقدیرم من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.