Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۵۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زمین به لرزه درآید ز دل تپیدن من
۲
شود سپهر زمین‌گیر از آرمیدن من
۳
هزار مرحله را چون جرس دل شبها
۴
توان برید به آواز دل تپیدن من
۵
مرا چو آبله بگذار تا شوم پامال
۶
نمی‌رسد چو به کس فیضی از رسیدن من
۷
فغان که زیر فلک نیست آنقدر میدان
۸
که داد وحشت خاطر دهد رمیدن من
۹
هزار فتنهٔ خوابیده چون شراب کهن
۱۰
نهفته است در آغوش آرمیدن من
۱۱
درین ریاض، چو چشم آن ضعیف پروازم
۱۲
که برگ کاه شود مانع پریدن من
۱۳
مرا چون صبح به دست دعا نگه دارید
۱۴
که روشن است جهان از نفس کشیدن من
۱۵
حیات من به تماشای گلعذاران است
۱۶
ز راه چشم چو شبنم بود چریدن من
۱۷
عیار آن لب شیرین و ساعد سیمین
۱۸
توان گرفتن از دست و لب گزیدن من
۱۹
ز بس که تلخی دوران کشیده‌ام صائب
۲۰
دهان مار شود تلخ از گزیدن من!

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.