Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
صائب تبریزی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۶۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یارب از عرفان مرا پیمانه‌ای سرشار ده
۲
چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده
۳
هر سر موی حواس من به راهی می‌رود
۴
این پریشان سیر را در بزم وحدت بار ده
۵
در دل تنگم ز داغ عشق شمعی برفروز
۶
خانهٔ تن را چراغی از دل بیدار ده
۷
نشاهٔ پا در رکاب می ندارد اعتبار
۸
مستی دنباله‌داری همچو چشم یار ده
۹
برنمی‌آید به حفظ جام، دست رعشه دار
۱۰
قوت بازوی توفیقی مرا در کار ده
۱۱
مدتی گفتار بی‌کردار کردی مرحمت
۱۲
روزگاری هم به من کردار بی‌گفتار ده
۱۳
چند چون مرکز گره باشد کسی در یک مقام؟
۱۴
پایی از آهن به این سرگشته، چون پرگار ده
۱۵
شیوهٔ ارباب همت نیست جود ناتمام
۱۶
رخصت دیدار دادی، طاقت دیدار ده
۱۷
بیش ازین مپسند صائب را به زندان خرد
۱۸
از بیابان ملک و تخت از دامن کهسار ده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.