غزل شمارهٔ ۱۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
صبح شد برخیز مطرب گوشمال ساز ده
۲
عیشهای شب پریشان گشته را آواز ده
۳
هیچ ساز از دلنوازی نیست سیرآهنگتر
۴
چنگ را بگذار، قانون محبت ساز ده
۵
جام را لبریزتر از دیدهٔ عشاق کن
۶
از صف دریاکشان آنگه مرا آواز ده
۷
کوری بیمنت از چشم به منت خوشترست
۸
گر توانی بوی پیراهن به یوسف باز ده
۹
شبنم از روشندلی آیینهٔ خورشید شد
۱۰
ای کم از شبنم، تو هم آیینه را پرداز ده
۱۱
چون نمودی سیر و دور خویش را صائب تمام
۱۲
روشنی چون مه به خورشید درخشان باز ده