غزل شمارهٔ ۱۷۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زهی رویت بهار زندگانی
۲
به لعلت زنده، نام بینشانی
۳
دو روزی شوق اگر از پا نشیند
۴
شود ارزان متاع سرگرانی
۵
بدآموز هوس عاشق نگردد
۶
نمیآید ز گلچین باغبانی
۷
تجلی سنگ را نومید نگذاشت
۸
مترس از دور باش لنترانی
۹
شراب کهنه و یار کهن را
۱۰
غنیمت دان چو ایام جوانی
۱۱
اگر عاشق نمیبودیم صائب
۱۲
چه میکردیم با این زندگانی؟