هاتف اصفهانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به گردون می‌رسد فریاد یارب یاربم شب‌ها
۲
چه شد یارب در این شب‌ها غم تاثیر یارب‌ها
۳
به دل صدگونه مطلب سوی او رفتم ولی ماندم
۴
ز بیم خوی او خاموش و در دل ماند مطلب‌ها
۵
هزاران شکوه بر لب بود یاران را ز خوی تو
۶
به شکرخنده آمد چون لبت، زد مهر بر لب‌ها
۷
ندانی گر ز حال تشنگان شربت وصلت
۸
ببین افتاده چون ماهی طپان بر خاک طالب‌ها
۹
جدا از ماه رویت عاشقان از چشم تر هر شب
۱۰
فرو ریزند کوکب تا فرو ریزند کوکب‌ها
۱۱
چسان هاتف بجا ماند کسی را دین و دل جایی
۱۲
که درس شوخی آموزند طفلان را به مکتب‌ها

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.