غزل شمارهٔ ۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را
۲
که سازد کامیاب از وصل پیر ناتوانی را
۳
به قتلم کوشی ای زیبا جوان و من درین حیرت
۴
که از قتل کهن پیری چه خیزد نوجوانی را
۵
تمام مهربانان را به خود نامهربان کردم
۶
به امیدی که سازم مهربان نامهربانی را
۷
چه باشد جادهی ای سرو سرکش در پناه خود
۸
تذرو بیپناهی قمری بی آشیانی را
۹
مکن آزار جان هاتف آزرده جان دیگر
۱۰
کزین افزون نشاید خست جان خسته جانی را