هاتف اصفهانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
با حریفان چو نشینی و زنی جامی چند
۲
یاد کن یاد ز ناکامی ناکامی چند
۳
بی تو احوال مرا در دل شب‌ها داند
۴
هر که بی هم چو تویی صبح کند شامی چند
۵
باده با مدعیان می‌کشی و می‌ریزی
۶
خون دل در قدح خون دل آشامی چند
۷
بوسه‌ای چند ز لعل لب تو می‌طلبم
۸
بشنوم تا ز لب لعل تو دشنامی چند
۹
گرچه در بادیهٔ عشق به منزل نرسی
۱۰
اینقدر بس که در این راه زنی گامی چند
۱۱
هاتف سوخته کز سوختگان وحشت داشت
۱۲
مبتلی گشت به همصحبتی خامی چند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.