غزل شمارهٔ ۴۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
رسید یار و ندیدیم روی یار افسوس
۲
گذشت روز و شب ما به انتظار افسوس
۳
گذشت عمر گرانمایه در فراق دریغ
۴
نصیب غیر شد آخر وصال یار افسوس
۵
گریست عمری آخر ز بیوفائی چرخ
۶
ندید روی تو را چشم اشکبار افسوس
۷
خزان چو بگذرد از پی بهار میآید
۸
خزان عمر ندارد ز پی بهار افسوس
۹
به خاک هاتف مسکین گذشت و گفت آن شوخ
۱۰
ازین جفاکش ناکام صد هزار افسوس