هاتف اصفهانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
با من ار هم آشیان می‌داشت ما را در قفس
۲
کی شکایت داشتم از تنگی جا در قفس
۳
عندلیبم آخر ای صیاد خود گو، کی رواست
۴
زاغ در باغ و زغن در گلشن و ما در قفس
۵
قسمت ما نیست سیر گلشن و پرواز باغ
۶
بال ما در دام خواهد ریختن یا در قفس
۷
بر من ای صیاد چون امروز اگر خواهد گذشت
۸
جز پری از من نخواهی دید فردا در قفس
۹
هاتف از من نغمهٔ دلکش سرودن خوش مجوی
۱۰
کز نوا افتاده‌ام افتاده‌ام تا در قفس

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.