Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
هاتف اصفهانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر شبم نالهٔ زاری است که گفتن نتوان
۲
زاری از دوری یاری است که گفتن نتوان
۳
بی مه روی تو ای کوکب تابنده مرا
۴
روز روشن شب تاری است که گفتن نتوان
۵
تو گلی و سر کوی تو گلستان و رقیب
۶
در گلستان تو خاری است که گفتن نتوان
۷
چشم وحشی نگه یار من آهوست ولی
۸
آهوی شیر شکاری است که گفتن نتوان
۹
چون جرس نالد اگر دل ز غمت بیجا نیست
۱۰
باری از عشق تو باری است که گفتن نتوان
۱۱
هاتف سوخته را لاله صفت در دل زار
۱۲
داغی ز لاله عذاری است که گفتن نتوان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.