شمارهٔ ۳۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساکن کنعان مهجوری خلیل
۲
آن که چون یعقوب باشد ممتحن
۳
وان که هست از تیشهٔ صبر و شکیب
۴
کوه اندوه و بلا را کوه کن
۵
آنکه هرگز جز حدیث درد عشق
۶
برنیاید از لب او یک سخن
۷
چون غم و درد نهانش کرده بود
۸
فارغ از هر محفل و هر انجمن
۹
داشت چون وحشی غزالان روز و شب
۱۰
وحشت از پیر و جوان و مرد و زن
۱۱
کرد پیدا بهر خود غمخانهای
۱۲
آن گرفتار بلایا و محن
۱۳
کرد معمور آن مصیبت خانه را
۱۴
بهر اندوه و ملال خویشتن
۱۵
کرد چون تعمیرش و آن غمکده
۱۶
گشت نو از گردش چرخ کهن
۱۷
کلک هاتف از پی تاریخ آن
۱۸
زد رقم معمور شد بیت الحزن