شمارهٔ ۳۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هزار افسوس کز بزم جهان ناگاه بیرون شد
۲
ز جور اختر و بیداد گردون میرعبدالله
۳
هزار افغان ز بیمهری چرخ پیر کز کینش
۴
به عقبی شد جوان از گیتی دون میرعبدالله
۵
دریغا گشت در گلزار هستی ناگهان چون گل
۶
شراب زندگی در ساغرش خون میرعبدالله
۷
رخ تابان نهفت و کرد روز جمله یاران را
۸
جدا از مهر روی خویش شبگون میرعبدالله
۹
بود از ماتمش از حد فزون داغ دل یاران
۱۰
که بودش مهربانی از حد افزون میرعبدالله
۱۱
ز کج رفتاری گردون و بیداد سپهر دون
۱۲
به ناکامی شد از بزم جهان چون میرعبدالله
۱۳
رقم زد از پی تاریخ سال رحلتش هاتف
۱۴
شد از بزم جهان ناکام بیرون میرعبدالله