قطعه شمارهٔ ۱۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بر سر بازار جانبازان منادی میزنند
۲
بشنوید ای ساکنان کوی رندی بشنوید
۳
دختر رز چند روزی شد که از ما گم شدهست
۴
رفت تا گیرد سر خود، هان و هان حاضر شوید
۵
جامهای دارد ز لعل و نیمتاجی از حباب
۶
عقل و دانش برد و شد تا ایمن از وی نغنوید
۷
هر که آن تلخم دهد حلوا بها جانش دهم
۸
ور بود پوشیده و پنهان به دوزخ در روید
۹
دختری شبگرد تند تلخ گلرنگ است و مست
۱۰
گر بیابیدش به سوی خانهٔ حافظ برید