غزل شمارهٔ ۳۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
۲
راه هزار چاره گر از چار سو ببست
۳
تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان
۴
بگشود نافهای و در آرزو ببست
۵
شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو
۶
ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست
۷
ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت
۸
این نقشها نگر که چه خوش در کدو ببست
۹
یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم
۱۰
با نعرههای قلقلش اندر گلو ببست
۱۱
مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع
۱۲
بر اهل وجد و حال در های و هو ببست
۱۳
حافظ هر آن که عشق نورزید و وصل خواست
۱۴
احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست