محتشم کاشانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو
۲
در گوش حلقه زر بر دوش حلقه مو
۳
زلفش گزنده عقرب کاکل کشنده افعی
۴
قامت چمنده شمشاد نرگس جهنده آهو
۵
لعل تو نقل و باده حرف تو تلخ و شیرین
۶
روی تو آب و آتش چشم تو ترک و هندو
۷
صد رنگ بوالعجب هست در حسن لیک از آنها
۸
بالاتر از سیاهیست بالای چشمت ابرو
۹
حسن ترا ترازوست آنچشم و ابرو اما
۱۰
خم گشته از گرانی شاهین آن ترازو
۱۱
غیر فرشته خوئی کز دوستی مرا کشت
۱۲
من دلبری ندیدم مردم کش و ملک خو
۱۳
ما و سگش بنامیم ازآشنائی هم
۱۴
درویش محترم من سلطان محتشم او

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.