محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زلف و قد راست ای بت سرکش چشم و رخت راست ای گل رعنا
۲
سنبل و شمشاد هندو چاکر نرگس و لاله بنده و لالا
۳
ساخته ظاهر معجز لعلت ز آتش سوزان چشمهٔ حیوان
۴
کرده هویدا صنع جمالت در گل سوری عنبر سارا
۵
آتش آهم ز آتش رویت سیل سرشگم بیمهٔ رویت
۶
این ز درون زد شعله بگردون وان ز برون شد تا به ثریا
۷
محو ستادند عابد و زاهد مست فتادند راکع و ساجد
۸
دوش که افکند در صف رندان جام هلالی شور علالا
۹
وقت مناجات کز ته دل شد جانب گردون نعرهٔ مستان
۱۰
پرده دریدی گر نشنیدی شمع حریفان بانگ سمعنا
۱۱
مایهٔ دولت پایهٔ رفعت نقد هدایت گنج سعادت
۱۲
هست در این ره ای دل گمره دانش دانا دانش دانا
۱۳
حسن ازل را بهر طلبکار هست ظهوری کز رخ مقصود
۱۴
پرده بر افتد گر کند از میل وحش خیالی چشم به بالا
۱۵
محتشم اکنون کز کشش دل نیست گذارم جز بدر او
۱۶
پیش رقیبان همچو غریبان نیست بدادم جز به مدارا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.