محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بعد هزار انتظار این فلک بی وفا
۲
شهد وصالم چشاند زهر فراق از قفا
۳
وه که ز کین می‌کند هر بدو روزم سپهر
۴
با تو به زحمت قرین وز تو به حسرت جدا
۵
رفتی و می‌آورد جذبهٔ شوقت ز پی
۶
خاک مرا عنقریب همره باد صبا
۷
با تو بگویم که هجر با من بی دل چه کرد
۸
روزی من گر شود وصل تو روز جزا
۹
شد همه جا چون شبه بی تو به چشمم سیه
۱۰
چشم سیه روی من دید تو را از کجا
۱۱
از خردم تا ابد فکر تو بیگانه کرد
۱۲
این دل دیوانه گشت با تو کجا آشنا
۱۳
وه که ز همراهیت محتشم افتاده شد
۱۴
بسته بند ستم خستهٔ زخم جفا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.