Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود را
۲
چو شمع ای سیم تن زین غصه خواهم سوختن خود را
۳
بیا بر بام و با من یک سخن زان لعل نوشین کن
۴
که خواهم بر سر کوی تو کشتن بی سخن خود را
۵
من از دیوانگی تیغ زبان با چرخ خواهم زد
۶
تو عاقل باش و بر تیغ زبان من مزن خود را
۷
به من عهدی که در عهد از محبت بسته‌ای مشکن
۸
به بد عهدی مگردان شهره‌ای پیمان شکن خود را
۹
در آغوش خیالت می‌طپم حالم چسان باشد
۱۰
اگر بینم در آغوش تو ای نازک بدن خود را
۱۱
ورم صد جامه بر تن چون کنم شبهای تنهائی
۱۲
تصور با تو در یک بستر ای گل پیرهن خود را
۱۳
کنم چون محتشم طوطی زبانیها اگر بینم
۱۴
بگرد شکرستان تو ای شیرین دهن خود را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.