Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
با من بدی امروز زاطوار تو پیداست
۲
بدگو سخنی گفته ز گفتار تو پیداست
۳
همت آئینهٔ نیر دلان صورت خوبت
۴
این صورت از آئینهٔ رخسار تو پیداست
۵
آن نکته سربسته که مستی است بیانش
۶
ز آشفتگی بستن دستار تو پیداست
۷
از خون یکی کرده‌ای امروز صبوحی
۸
از سرخوشی نرگس خون‌خوار تو پیداست
۹
ساغر زده می‌آئی و کیفیت مستی
۱۰
از بی سر و سامانی رفتار تو پیداست
۱۱
داری سر آزار که تهدید نهانی
۱۲
از جنبش لبهای شکر بار تو پیداست
۱۳
دزدیده بهم بر زده‌ای خاطر جمعی
۱۴
از درهمی طره طرار تو پیداست
۱۵
در حرف زدن محتشم از حیرت آن رو
۱۶
رفته است شعور تو ز اشعار تو پیداست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.