Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گوی میدان محبت سر اهل نظر است
۲
گرد این عرصه مگردید که سر در خطر است
۳
سینهٔ تنگ پر از آه و تنگ پردهٔ راز
۴
چون کنم آه که یک پرده و صد پرده در است
۵
چو هنر سوز تو گه دود برآرد ز جهان
۶
که بسوزی تو و دود از تو نخیزد هنر است
۷
گشت دیر آمدن صبح وصالم گوئی
۸
که شب هجر مرا صبح قیامت سحر است
۹
مژده ای دل که به قصد تو مهی بسته کمر
۱۰
که کمر بسته او صد مه زرین کمر است
۱۱
غیر میرد به تو هرگاه قرینم بیند
۱۲
این چو فرخنده قران‌های سعادت اثر است
۱۳
تیغ بر کف چو کنی قصد سرمشتاقان
۱۴
بر سر محتشم کز همه مشتاق‌تر است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.