Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گل چهره‌ای که مرغ دلم صید دام اوست
۲
زلفش بنفشه‌ایست که سنبل غلام اوست
۳
همسایه‌ام شده مه نو آن که ماه نو
۴
فرسوده خشتی از لب دیوار و بام اوست
۵
صیت سبک عیاری من در جهان فکند
۶
سنگین دلی که سکهٔ تمکین به نام اوست
۷
در مرده جنبش آید اگر خیزد از زمین
۸
آن فتنه زمان که قیامت قیام اوست
۹
هرچند نیست کار دل من به کام من
۱۰
من خوش دلم به اینکه دل من به کام اوست
۱۱
برتافته است مدعیم دست اختیار
۱۲
از بس که بازویش قوی از اهتمام اوست
۱۳
محروم نیست از شکرستان او کسی
۱۴
جز محتشم که طوطی شیرین کلام اوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.