Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
۲
هر گلی را بلبلی هر شمع را پروانه ایست
۳
مرغ دل گرد لب و خال می‌گردد بلی
۴
هر کجا مرغیست سرگردان آب و دانه ایست
۵
جان فدای گوشهٔ آن چشم مخمورانه باد
۶
کز قفای هر نگاهش ناز محبوبانه ایست
۷
باده‌ای کاین هفت خم در خود نیابد ظرف آن
۸
پیش دست ساقی ما در ته پیمانه ایست
۹
درد و غم یک سر به ما پیما که از محنت کشان
۱۰
شیرخوار مرد خالی کردن خمخانه ایست
۱۱
خردسالی را گرفتارم که در آداب حسن
۱۲
یوسف مصری بر او طفل مکتب خانه ایست
۱۳
دل که می‌جوید ره بیرون شد از چشم خراب
۱۴
مضطرب دیوانه سرگشته در ویرانه ایست
۱۵
داستان محتشم بشنو دم از مجنون مزن
۱۶
کاین حدیث تازه است و آن کهن افسانه ایست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.