غزل شمارهٔ ۱۵۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای لبت زنده کرده نام مسیح
۲
به روان بخشی کلام فصیح
۳
چهرهای داری از شراب صبوح
۴
همچو خورشید نیمروز صبیح
۵
هرچه میخواهی از جفا میکن
۶
که صبیحی و نیست از تو قبیح
۷
از شکر خوشترست و شیرینتر
۸
سخن تلخ از آن لبان ملیح
۹
دیشبت به رکنابه بود مدار
۱۰
کردهای امشب آن کنابه صریح
۱۱
از تو مائیم خسته و بیمار
۱۲
دگران جمله سالمند و صحیح
۱۳
آن صنم میزند خدنگ جفا
۱۴
محتشم دست و پا چو صید ذبیح