غزل شمارهٔ ۲۳۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود
۲
مهد زمین ز گریهٔ من غرق آب بود
۳
دیوانهای که غاشیه داری به کس نداد
۴
تا پای شهسوار بلا در رکاب بود
۵
دی کامد آفتاب و خریدار شد تو را
۶
با مشتری مقابلهٔ آفتاب بود
۷
در نامهٔ عمل ملک از آدمی کشان
۸
گر مینوشت جرم تو را بی حساب بود
۹
از جنبش نسیم زد آتش به خرمنم
۱۰
آن روی آتشین که به زیر نقاب بود
۱۱
تنها گذشت و یکقدم از پی نرفتمش
۱۲
پایم ز بس که در وحل اضطراب بود
۱۳
بر خاک محتشم به تواضع گذر که او
۱۴
روزی بر آستان تو عالیجناب بود