Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در شکار امروز صید آهوان او که بود
۲
وانکه تیر غمزه می‌خورد از کمان او که بود
۳
مردمی با مردم آهو شکار او که کرد
۴
جان فشان پیش خدنگ جانستان او که بود
۵
از هواداران نگهبان سپاه او که گشت
۶
وز وفاداران نگهدار سگان او که بود
۷
تیر مژگان در کمان ابروان چون می‌نهاد
۸
در میان جان هدف ساز نشان او که بود
۹
کشتکان چو بستهٔ فتراک خوبان می‌شدند
۱۰
زان میان دلبسته موی میان او که بود
۱۱
شب که از جولان عنان برتافت همچون آفتاب
۱۲
در رکاب او که رفت و همعنان او که بود
۱۳
محتشم چون از سگان افتاد امشب جدا
۱۴
آن که در افغان نیامد از فغان او که بود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.