Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۴۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود
۲
آن که صد مشکلش از زلف تو نگشاد که بود
۳
غیر من کز تو به پابوس سگان خورسندم
۴
آن که روئی به کف پای تو ننهاد که بود
۵
جز دل من که فلک بسته به رو راه نشاط
۶
آن که بر وی دری از وصل تو نگشاد که بود
۷
بعد حرمان من نامهٔ سیاه آن که به تو
۸
برگ سبزی و پیامی نفرستاد که بود
۹
تا بریدی ز من ای گنج مراد آنکه نساخت
۱۰
دل ویران به ملاقات تو آباد که بود
۱۱
جز من تنگ دل ای خسرو شیرین دهنان
۱۲
عمرها از تو به جان کندن فرهاد که بود
۱۳
جز تو در ملک دل محتشم ای شوخ بلا
۱۴
آن که داد ستم و جور و جفا داد که بود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.