Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوش گر بزمم گذر کرد آن مه مجلس فروز
۲
روشنی بیرون نرفت از خانهٔ من تا به روز
۳
دیشب از شست خیالش ناوکی خوردم به خواب
۴
روز چون شد خورد بر جانم خدنگ سینه‌سوز
۵
دیدمش در خواب کاتش می‌زند در خانه‌ام
۶
چون شدم بیدار دیدم آه خود را خانه سوز
۷
دوش گستاخانه زلفش را گرفتم در خیال
۸
دستم از دهشت چو بید امروز می‌لرزد هنوز
۹
هرکه آگاه از رموز عشق شد دیوانه گشت
۱۰
محتشم گر عاقلی کس را میاموز این رموز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.