Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۲۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خموشیت گره افکند در دل همه کس
۲
بگو حدیثی و بگشای مشکل همه کس
۳
بدان که هر نظری قابل جمال تو نیست
۴
مکن چو آینه خود را مقابل همه کس
۵
رخی که بال ملک را خطر ز شعلهٔ اوست
۶
روا بود که شود شمع محفل همه کس
۷
عداوتم به دل کاینات داده قرار
۸
محبتی که سرشتست در دل همه کس
۹
زمانه گشت پرآشوب و من به این خوش دل
۱۰
که از خیال تو خالی شود دل همه کس
۱۱
زرشک مایل مرگم که از غلط کاریست
۱۲
به غیر محتشم آن سرو مایل همه کس

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.