غزل شمارهٔ ۳۲۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترس
۲
خون من غریب مریز از خدا بترس
۳
هر دم به سینه راه مده کینهٔ مرا
۴
وز آه سینه سوز من مبتلا بترس
۵
بر بیدلان ز سخت دلیها مکش عنان
۶
از سنگ خود نهای تو ز تیر دعا بترس
۷
بیترس و باک من به خطا ترک کس مکن
۸
زان ناوک خطا که ندارد خطا بترس
۹
دی با رقیب یافت مرا آشنا و گفت
۱۰
ای محتشم ازین سگ نا آشنا بترس