غزل شمارهٔ ۳۳۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیش ازین منت وصل و از رخ آن ماه مکش
۲
گر کشد هجر تو را جان بده و آه مکش
۳
وصل بیمنت او با تو به یک هفته کشد
۴
گو وصالی که چنین است به یک ماه مکش
۵
چون محال است رساندن به هدف تیر امید
۶
تو کمان ستمش خواه بکش خواه مکش
۷
همت از یار مرا رخصت استغنا داد
۸
تو هم ای دل پس ازین پای ازین راه مکش
۹
سربلندی مکن از وصل را ز آن شیرین لب
۱۰
منت خسروی از همت کوتاه مکش
۱۱
چشم بیغیرت من گر شود از گریه سفید
۱۲
دگرش سرمه ز خاک ره آن ماه مکش
۱۳
یا وفا یا ستم از کش بکشم چند کشی
۱۴
گوئی آزار پر کاه بکش گاه مکش
۱۵
محتشم دیده ز بیراهی آن سرو مپوش
۱۶
رقم بیبصری بر دل آگاه مکش