زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
محتشم کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۷۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز تب نالان شدی جانان عاشق
۲
بلا گردان جانت جان عاشق
۳
ز سوز نالهٔ عاشق گدازت
۴
به گردون می‌رسد افغان عاشق
۵
تب گرم تو عالم را سیه کرد
۶
ز خود بر سینهٔ سوزان عاشق
۷
دمی صد بار از درد تو می‌مرد
۸
اجل می‌برد اگر فرمان عاشق
۹
به بالینت دمی نبود که گرید
۱۰
نیالاید به خون دامان عاشق
۱۱
کشی گر آهی از دل خیزد آتش
۱۲
ز جان عاشقان جانان عاشق
۱۳
به جان محتشم نه درد خود را
۱۴
که باشد درد و محنت زان عاشق

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.