غزل شمارهٔ ۳۷۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز تب نالان شدی جانان عاشق
۲
بلا گردان جانت جان عاشق
۳
ز سوز نالهٔ عاشق گدازت
۴
به گردون میرسد افغان عاشق
۵
تب گرم تو عالم را سیه کرد
۶
ز خود بر سینهٔ سوزان عاشق
۷
دمی صد بار از درد تو میمرد
۸
اجل میبرد اگر فرمان عاشق
۹
به بالینت دمی نبود که گرید
۱۰
نیالاید به خون دامان عاشق
۱۱
کشی گر آهی از دل خیزد آتش
۱۲
ز جان عاشقان جانان عاشق
۱۳
به جان محتشم نه درد خود را
۱۴
که باشد درد و محنت زان عاشق
